وبلاگ

ناهار در Terrine
دسته بندی نشده

ناهار در Terrine

من سالها را بدون اینکه به رژیم زمان و تاریخچه تاریخ و فصول آن مراجعه کنم، حمل کنم. من خودم را زندگی می کشم، دستان خود را در سایه درخت بادام، با موهای سفید و چشم های خیره کننده که با گذشت زمان درگیر نیستند، به رسمیت می شناسم. درخت من و من سنین ما را در پوچ بودن روزها متجلی کرده ایم. من از کلیسا قدم می زنم تا میان توده ها سر و کله بزنم

من از وجود کثیفی در آنجا پناه می برم من تصور می کنم که زندگی هرگز در ماه ژوئن، طعم های انبه و گیلاس رسیده و یا در شب های خفیف، ستارهدار و صبحهای روشن، یا در لحظاتی که مانند گردوهای گرم و منجمد زیر زبان نابود می شوند، در معرض نور قرار نگرفتند.

“همه خود من اختراع شده برای اسطوره ها و افسانه ها پشت چهره بی نظیر از کسی که من را به جهان آورده است.”

من فقط با تغذیه مناسب به اندازه کافی جان سالم به در بردم تا از سوء تغذیه جان سالم به در برده باشم، فقط بهداشت کافی برای اجتناب از تسلیم شدن به بیماری های خلط، تیفو و دیگر عفونت هایی که فضای اطراف ما را پر می کند، فقط نفس کافی برای پیدا کردن شش پا پایین نیست. من هیچ خاطره ای از شکمم که از آن آمده بودم ندارم.

نظرات (4)

  1. ادنا واتسون
    سپتامبر 20, 2017

    کار باatomlab مانند داشتن یک عضو خانواده است که می تواند همه چیز را رفع کند. آنها دقیقا همان زمانی که به آن نیاز دارند می دانند که چه چیزی نیاز دارند.

    1. آموزگار فریم ها
      سپتامبر 20, 2017

      کار باatomlab مانند داشتن یک عضو خانواده است که می تواند همه چیز را رفع کند. آنها دقیقا همان زمانی که به آن نیاز دارند می دانند که چه چیزی نیاز دارند.

    2. ادنا واتسون
      سپتامبر 20, 2017

      کار باatomlab مانند داشتن یک عضو خانواده است که می تواند همه چیز را رفع کند. آنها دقیقا همان زمانی که به آن نیاز دارند می دانند که چه چیزی نیاز دارند.

  2. اسکات جیمز
    سپتامبر 20, 2017

    کار باatomlab مانند داشتن یک عضو خانواده است که می تواند همه چیز را رفع کند. آنها دقیقا همان زمانی که به آن نیاز دارند می دانند که چه چیزی نیاز دارند.

نظر خود را اینجا قرار دهید